روزن


روزن 04 بهمن 1392

جهان آن چنان مختلط و رنگ رنگ گشته كه يافتنِ يك لنگرگاه  سكون و شايد نگاهي فراگير، بسيار دشوار مي نمايد. در پسِ اين آشفتگي منسجم، يك نظامي حقيقي آشكار است كه گاهن معين نمي كند كه داعيه اي مشخص دارد يا ندارد ؛ و به فرض ديگر اين كه فرضيه اي جديد يا واگويه هاي قديمفي را از پوست لايه هايِ زيرين هر ديدگاهي ظاهر مي سازد يا نه.

آفريده هاي تفكّر و تَخیل را هيچ نهايتي نيست ؛ شايد اگر چشمِ واقع بين بر اقليمِ روح بسته نباشد، بتواند انسان سرگشته ي معاصر را به تعادل و تعاملي موزون برساند؛ آن هم در عصري كه نغمه هاي فرهنگيِ چند صدايي مانند صداهاي گوش خراش و ناموزون به سمع مي رسد. اكنون بايد بدانيم كه با چنين آشفتگيِ ژانرها و تنوعِ اختلاط و نگاه ها در پسِ اجتماعي هذيان وار و هرج و مرجِ سطوح مختلف جامعه روبه روييم.

به مفهومي ديگر ، هنوز خيلي از وضعيت هاي فعلِ حاضر ، دچار موقعيتي بِينابِين قرار دارند ؛ چيزي مانند " نه هنوز" در مقابل "ديگر هرگز" يا جدالي در مدرنيته و سنّت؛ يكي در حال استقرار و جذاب ، ديگري در حال فروپاشي و عدمِ استقبالِ مخاطب امروز؛ اقبالي كاملن متفاوت.

اوقات نا خواسته اي وجود دارد كه از خواستگاهي موجود پديد مي آيد. چيزهايي كه از بيرون بر ذهن تحميل مي شود و هنرمند بي آن كه فرصتي داشته باشد، آن را تصاحب مي كند و مي آفريند. عوامل مختلفي در اين تحميلِ دوست داشتني موثر است كه اغلب رضايت هنرمند را نيز در پي دارد .

اثر انتزاعي، يا ميراثي كه سرچشمه ي آن خارج از چارچوب طبيعي است، همان لايه هاي زير پوستيِ ذهنِ هنرمند در كنارِ فرم، فضا، رنگ و... است. ارثيه اي كه از طبيعت و از آن چه ما به مثابه ي موجودي زيستي با افكارِ مخاطب مان به اشتراك مي گذاريم.

هرجا لازم باشد عادت ها واژگونه، ساختارِ شخصيت ها متغیر، فرم و فضاها در هم آميخته، محدوده هاي طبيعي، فرا طبيعي مي شود و از خَلقيات  كهنه و تاريخ مصرف دار، گريزان مي گردد.

نقاش انتزاعي بايد قادر به گُذر از فرازِ گُسست ها و شكاف ها باشد. چنين چشم اندازي، همان عرصه ي بِينابِين و سرشار از چيزهاي غير منتظره را عرضه مي كند. به نظر مي رسد نشانه ها و نمادها در هنر انتزاعي بيش از يك معنا دارد. ابهام و ايهامِ زبان نمادين، عمل رمزگشايي و تفسيرِ مخاطب را مي طلبد؛ يا بهتر بگوييم معانيِ پنهان آنيّت  نقاش را به گونه هاي متفاوتي مي توان تفسير نمود. بگذريم از اين كه هنرمند دراين مقال، فارغ از هرگونه تفكرِ اعتراضي يا غير اعتراضي، خوش آيند يا نا خوش آيند، به طور معمول تمايلي به عنوان كردن و توضيح دادن درونيات آثارش را ندارد؛ اين قضاوت ها و نقدها را دوست تر مي دارد مخاطبش نظر دهد .

طلبِ توصيف و توجيه وجوه متعدد اين دنيايِ مثالي (انتزاعي)، براي نقاش بسيار سخت است. چراكه جايگاه آن، رخداد  آنات و روح هنرمند است، نه خواسته هاي بيننده. آمين گرگان محمدي و كيانا رشيدي، جستجوگرِ نظام فكريِ خود در گفتگوي اين دنياي مثالي هستند.

نقاشي هاي محمدي و رشيدي در قالب انتزاعي، با به كارگيريِ تكنيك هاي مختلف، حرف هايي را براي گفتن در گالري فرامرزي به ارمغان آورده اند. كُنجِ ذهنِ هنرمندان ياد شده روي مقوا و بوم، چيزي فراتر از نمايشگاه هاي قبلي شان هست. قطعِ يقين در آتيه اي نزديك، وجد و سماعِ متفاوت تري را از ايشان شاهد خواهيم بود . انوشه و پوينده باشند.

روح اله دلخاني

تهران/ دي ماه 139

نمایشگاه نقاشی 

آمین گرگان محمدی / رکسانا رشیدی