گفت‌وگو با معصومه مظفري و علي فرامرزي درباره انجمن نقاشان ايران


 گفت‌وگو با معصومه مظفري و علي فرامرزي درباره انجمن نقاشان ايران

http://www.etemadnewspaper.ir/PDF/92-11-06/09.pdf

http://www.etemadnewspaper.ir/Released/92-11-06/281.htm

 

گفت‌وگو با معصومه مظفري و علي فرامرزي درباره انجمن نقاشان ايران

 

مي‌كوشيم هيات‌مديره كمرنگ‌تر شود

 

 

 

 

حافظ روحاني/ تشكيل انجمن‌هاي هنري در دوره اصلاحات گامي به جلو جهت تحقق حقوق هنرمندان بود و انجمن نقاشان ايران نيز با همين هدف در اواخر دهه 1370 تاسيس شد. با اين وجود چهارمين هيات رييسه اين انجمن در ميانه دوره‌اش در ميان شايعات استعفا كرد و پس از مدتي بلاتكليفي هيات‌مديره جديد انتخاب شد. معصومه مظفري، نقاش به‌نام يكي از معتمدترين هنرمندان نقاش، براي سومين بار به عنوان يكي از اعضاي هيات‌مديره انتخاب و اندكي بعد مديرعامل اين انجمن فرهنگي شد. به همين بهانه، با ايشان و علي فرامرزي، يكي از اعضاي هيات‌مديره اول گفت‌وگو كرديم تا وضعيت اين نهاد مردمي را توضيح دهند.

 

مهم است كه انجمن‌هاي مردمي بتوانند اعضا را حفظ كنند، نخستين چيزي كه لازم دارند يك كميته اطلاع‌رساني، يك روابط عمومي قوي و يك سخنگو است. امروزه در جهان اگر يك شركت با سه نفر تشكيل مي‌شود، يك نفرشان مي‌شود، سخنگو به نظرم انجمن بايد خود را به عنوان بخشي از فرهنگ جامعه بشناسد، يعني انجمن در برابر اتفاقات فرهنگي بايد موضع‌گيري كند

 

اگر انجمن چيزي گفت، بايد پاي حرفش بايستد، وگرنه در دوره‌هاي مختلف، سر اين مسائل صحبت شده. يك بخش به مطبوعات مربوط مي‌شود كه اگر هيات‌مديره شناخته شده باشد، سراغش مي‌آيند، اگر نباشد، سراغش نمي‌آيند. ما بايد كاري بكنيم كه فراگير باشد و جامعه هنري را در بر بگيرد

 

 

اين نخستين باري بود كه هيات‌مديره انجمن به پايان دوره‌اش نرسيد و استعفا كرد، چون خود اعضاي هيات‌مديره مستعفي نيستند، پس بهتر است سراغ علل اين استعفا نرويم، ولي روند انتخاب هيات‌مديره جديد چگونه بود؟

 

معصومه مظفري: معمولا هيات‌مديره بايد در مجمع انجمن انتخاب شوند، يعني بالاترين نهاد تصميم‌گيري در انجمن مجمع خود نقاشان است. اعضا دعوت شدند و در مرحله سوم به حد نصاب رسيد، در واقع در دفعه سوم مجمع با هر تعداد به حد نصاب مي‌رسد. بيست يا بيست و يك نفر نامزد بودند، ولي آنچه براي نخستين بار رخ مي‌داد اين بود كه دو، سه گروه داشتيم و دوستان به صورت گروهي شركت كرده بودند و همين باعث شد كه شور و هيجاني هم در انجمن به وجود آمد كه باعث شد، گروه ديگري هم در همان جا به وجود بيايد و اعلام موجوديت كند. اعضا هم به مجموعه‌يي از همه اين گروه‌ها راي دادند. بايد به هفت نفر، پنج نفر اصلي و دو نفر علي‌البدل راي مي‌دادند. جداي از اين انتخاب بازرس هم داشتيم.

 

با نبود هيات‌مديره قبلي چه كسي انتخابات را برگزار كرد؟

 

مظفري: بازرس انجمن.

 

گويا در انجمن كميته‌هاي متعددي فعال هستند، گويا كميته نقاشي ديواري هم در دوره قبلي شكل گرفت كه انگار برخي از اشكالات وارده به هيات‌مديره قبلي هم به خاطر همين كميته بود، اين كميته‌ها در حال حاضر فعال هستند؟

 

مظفري: بله، كميته‌ها يا كارگروه‌ها در تمامي اين دوره‌ها فعال بودند، مي‌توانيم بگوييم كه بچه‌هايي كه به كميته‌ها مي‌آمدند، بچه‌هايي بودند كه واقعا كار مي‌كردند و در بعضي از دوره‌ها، بعضي از كميته‌ها خيلي موفق عمل كردند، كميته آموزش، انتشارات، نمايشگاه‌ها، كارشناسي و رفاه كه بعد در يك دوره كميته پژوهش اضافه شد، بعد به اين نتيجه رسيديم كه بخش پژوهش در هر كميته‌يي بايد مستقل عمل كند و بعد پژوهش كنار رفت و كميته نقاشي ديواري تاسيس شد. يك كميته حل اختلاف هم هست كه تا به حال خيلي تشكيل نشده. بعضي از اين كميته‌ها در بعضي از اين دوره‌ها خيلي خوب عمل كردند، مثلا كميته آموزش در دوره اول، انتشارات در دو دوره اول و دوم كه نشريه منتشر كرد و صحبت‌ها و گفت‌وگوهاي فراواني را باعث شد و در دوره سوم يك كتاب منتشر شد، بعد كميته نمايشگاه‌ها در دوره سوم خيلي فعال بود، ولي همه اينها افت و خيز دارد؛ هر كدام از اين كميته‌ها يك آيين‌نامه داخلي هم دارند. يك كميته پذيرش عضو هم هست كه خود هيات‌مديره هستند به اضافه اعضايي از انجمن كه دعوت مي‌شوند تا در انتخاب اعضاي جديد كمك كنند.

 

در اساسنامه اگر اشتباه نكنم، كسي مي‌تواند عضو انجمن شود، كه يا ليسانس مرتبط داشته باشد يا يك نمايشگاه انفرادي برگزار كرده باشد، اين بند براي انجمني كه قرار است براي حمايت از نقاشان حرفه‌يي باشد، زيادي گسترده و كلي نيست؟ آقاي فرامرزي شما جزو اعضاي نخستين هيات‌مديره انجمن نقاشان بوديد، موقع تاسيس و تصويب اساسنامه به اين موضوع اشاره‌يي نشد؟

 

علي فرامرزي: اول دوست دارم از خانم مظفري تشكر كنم كه اين بدعت را گذاشتند تا بنشينيم و درباره انجمن صحبت كنيم و اين سنت پسنديده‌يي است كه به اسم ايشان ثبت مي‌شود. زماني كه اين اساسنامه نوشته شد، 14 سال پيش، طبيعتا تجربه امروز نبوده و مشكلات امروز خودش را نشان نداده بوده و انجمن‌ها هم به‌طور كلي كارشان را تازه شروع كرده بودند. طبيعتا يكي از كارهايي كه انجمن امروز بايد بكند، تجديد نظر و بازبيني اساسنامه است، من چهار مورد را درباره انجمن بيرون كشيده بودم كه به‌نظرم آمد كه مي‌تواند تا حدي پاسخگوي برخي از مشكلات انجمن باشد، يكي‌اش اتفاقا همين بررسي اساسنامه بود و مشكلاتي كه باعث مي‌شود تا دست و پاي هيات‌مديره بسته باشد يا در جاهايي مانع حركات‌هايي بشود. من با نگاهي به مشكلات آنها را به چهار گروه مختلف تقسيم كردم: اول مشكلات فرهنگي است، دوم همين مشكلات ساختاري است، كه اساسنامه جزيي از اين مشكلات ساختاري است، سومين مشكل، مشكل برنامه‌ريزي است و چهارمي هم مشكلات بيروني، يعني مشكلات اجتماعي است، يعني نگاه فضاي اجتماعي گاهي به انجمن‌ها بازتر است و گاه بسته‌تر است، كه در برنامه‌ريزي‌ها تاثيرگذار است كه خودش خيلي تابع سه شرط ديگر است، يعني هركدام از اين چهار فاكتور بر بقيه‌نيز تاثير مي‌گذارند.

 

مي‌توانيم از اساسنامه شروع كنيم و اينكه مشكلاتي كه به‌نظر شما بر اساسنامه وارد است، شامل چه چيزهايي مي‌شود.

 

فرامرزي: البته من الان خيلي حضور ذهن ندارم، ولي يك بخش را كه يادم هست، درباره وظايف بازرس‌ها بود كه از نخستين دوره اين مساله مورد اختلاف نظر بود، چون به‌نظر ما مي‌آمد كه بازرس نقش خيلي مهمي در انجمن دارد، به همين دليل تا جايي كه به ياد دارم بازرس سالي يك بار بايد انتخاب مي‌شد، به دليل اهميت و جايگاهي كه دارد چون به عنوان چشم ناظر اعضا عمل مي‌كند، ولي اين كشمكش از نخستين دوره بر سر جايگاه بازرس وجود داشت و نمي‌دانم كه آيا الان هم وجود دارد يا نه.

 

مظفري: ببينيد، واقعيت اين است كه از دوره دوم، مشكلات اساسنامه به‌طور كامل مشخص شد. همان‌طور كه آقاي فرامرزي هم فرمودند، از آن‌جا كه در دوره اول همه انجمن‌ها همزمان تشكيل شده بود، هيچ تجربه‌يي نبود تا ما به آن رجوع كنيم. در نتيجه براي عضوگيري و براي اينكه انجمن بدنه‌يي پيدا كند، هيات‌مديره دوره اول اين اصل را براي عضوگيري گذاشتند، كه حداقل ليسانس داشته باشند، يا يك نمايشگاه در يك گالري معتبر گذاشته باشند. در ادامه مشكل اين بود كه خيلي از اعضا بودند كه ليسانس داشتند، فوق‌ليسانس هم گرفته بودند ولي كار نمي‌كردند، در نتيجه هيات‌مديره به اين شكل عمل كرد كه اين يكي از شرط‌ها باشد، ولي كارها ديده شود، براي همين است كه يك كميته انتخاب عضو هم در انجمن هست.

 

اين نكته در اساسنامه هست كه هياتي بايد بر انتخاب عضو نظارت كند يا نه؟

 

مظفري: نه. توضيح مي‌دهم كه چرا در اسا‌سنامه نيست. در دوره‌هاي مختلف، هيات‌مديره‌هاي مختلف، از نقاشان مختلف دعوت كردند كه ما امروز مي‌خواهيم عضو بگيريم، شما هم باشيد تا فقط يك سليقه، يعني سليقه هيات‌مديره آن دوره نباشد. مساله اينجاست كه اساسنامه خيلي مشكل دارد، ببينيد ما الان مي‌خواهيم مجمع بگذاريم، به‌طور معمول در خيلي از شركت‌ها كه مي‌خواهند جلسه بگذارند، شما مي‌توانيد به من نوشته‌يي بدهيد و اجازه بدهيد كه من به جاي شما راي بدهم، ولي چون در اساسنامه انجمن چنين چيزي نيست، امكان چنين كاري نيست، بعد شما الان فكر كنيد كه انجمن نزديك به پانصد نفر عضو دارد و ما چگونه بايد پانصد نفر را جمع كنيم و خيلي چيزهاي ديگر كه روشن نيست. منتها مشكل اينجاست كه هر بار كه اعضاي هيات‌مديره خواستند اين اساسنامه را براي اصلاح به ارشاد ببرند، در ارشاد به آنها گفته شد كه ما يك اساسنامه داريم و اساسنامه شما هم بايد بر اساس آن باشد. يعني در واقع كاري به اساسنامه ما ندارند، يك اساسنامه مي‌گذارند، مي‌گويند بايد مثل اين باشد، در نتيجه ما ترجيح داديم كه با همين اساسنامه ناقص ادامه بدهيم. اين است كه حتما به اساسنامه بپردازيم و اگر ديديم كه باز نمي‌توانيم به ثبت برسانيم، حداقل يا يك آيين‌نامه داخلي تنظيم كنيم يا مواد و تبصره‌هايي را اضافه كنيم، ولي براي همين مواد و تبصره‌هاي داخلي حتما بايد مجمع راي بدهد.

 

مجمع با چند نفر به رسميت مي‌رسد؟

 

مظفري: بر اساس‌اساسنامه فعلي بايد نصف به‌علاوه نفر از اعضا باشند.

 

فرامرزي: يكي از مشكلاتي كه اين ان‌جي‌او‌‌ها دارند همين مساله‌يي است كه خانم مظفري هم مي‌گويند، يعني در دوره انتخابات، رساندن مجمع به تعداد لازم. اين‌مشكل مي‌تواند چند تا دليل داشته باشد، كه يكي‌اش همان‌طور كه خانم مظفري گفتند اساسنامه است، يكي‌اش رابطه بين اعضاي انجمن‌هاست. يعني اگر انجمن‌ها نتوانسته باشند به اندازه كافي توجه و رضايت اعضا را جمع كنند، خود اعضا نسبت به اين تشكل‌ها كه تشكل‌هاي مردمي هستند و همه انرژي و توان‌شان را از اعضا مي‌گيرند، طبيعتا با افت محبوبيتي مواجه مي‌شوند كه اين افت محبوبيت در اين مواقع خودش را نشان مي‌دهد و طبيعتا انجمن هم در موقع انتخابات مشكل پيدا مي‌كند و هم در زمان‌هايي كه بايد از قدرت اعضا استفاده كند، مثل ارجاعات اجتماعي‌اش، در هنگام چانه‌زني يا موقع انجام تغييرات، ديگر نمي‌تواند از آن توانايي استفاده كند. من فكر مي‌كنم يك چيز لازم كه خانم مظفري در ابتداي صحبت‌هايشان به شكل غيرمستقيم به آن اشاره كردند اين است كه ببينيم اصولا موقعيت انجمن، الان از نظر اعضا چگونه است و اين موقعيت به چه دلايلي به وجود آمده، آيا صرفا به دليل عملكرد دوره قبل بوده يا از گذشته شروع شده، از كي شروع شده و چرا به وجود آمده، 14 سال است كه از سابقه انجمن مي‌گذرد، فكر مي‌كنم كه الان موقع خوبي است كه انجمن بيايد و به اين تجربه 14 ساله‌اش نگاه كند و حالا كه به مشكلات اساسنامه رسيده به سراغ مشكلات ديگر كه به نظر من مهم‌ترين‌اش رابطه اعضا و نحوه جذب اعضاي جديد است، برود تا بتواند از توان آنها استفاده كند. پس انجمن بايد در اين فرصت يك بررسي جامع و روشن و شفاف انجام بدهد، از تجربه‌ها هم استفاده كند، اگر مشكلي هست، رفع كند و نقاط مثبت را بررسي كند و آنها مد نظر قرار بگيرد و براي حركت‌هاي بعدي الگو بشود، چون من معتقدم كه انجمن در مقطع‌هايي، حركت‌هاي خيلي خوبي انجام داده و خيلي از اين حركات به اين خاطر كه انجمن روابط عمومي خوبي نداشته، نتوانسته به خوبي اطلاع‌رساني كند و اين باعث شده كه خيلي از اين حركت‌ها و نقاط مثبت هم ديده نشود و مغفول بماند. به هر جهت يكي از اين حركت‌هاي مثبت كه من الان به ياد دارم در دوره خانم مظفري و آقاي حقيقت‌شناس رخ داد كه ارشاد مي‌خواست در برگزاري دوسالانه‌ها همه‌چيز را دست بگيرد و خانم مظفري و آقاي حقيقت‌شناس زير بار نرفتند و حتي حاضر شدند كه در دوسالانه شركت نكنند، ولي آن شرايطي را كه منصفانه نبود قبول نكردند. اصلا انجمن به همين دلايل شكل مي‌گيرد كه از حقوق اعضا دفاع كند. انجمن، چنانچه خانم مظفري هم مي‌دانند، الان با افت طرفدار مواجه شده، اين افت طرفدار چند تا خطر دارد، يكي اينكه من شنيدم كه در بيرون گروه‌هايي به اين فكر افتاده‌اند كه تشكل تشكيل بدهند، دوم اينكه الان شرايط اجتماعي دارد باز مي‌شود، انجمن بايد بتواند در چنين شرايطي كار بكند، نبود پشتوانه اعضا در چنين شرايطي اعتماد به نفس انجمن براي انجام كارهاي مهم را از انجمن و هيات‌مديره مي‌گيرد. سومين مساله، مساله اقتصاد هنر و گروه‌هاي اقتصادي است كه دارند شكل مي‌گيرند، انجمن بايد مدافع حقوق اعضاي خودش باشد، اگر نتواند يك انجمن حداكثري با انرژي و با اعتماد به نفس باشد، نمي‌تواند از حقوق اعضا محافظت كند، و خود‌به‌خود ريزش پيدا مي‌كند. هر تشكل مثل يك ظرف با پتانسيل مشخص است، اگر اين پتانسيل‌ها به آن اضافه شود، اين ظرف پر مي‌شود، اگر از اين ظرف كسر شود، ضعيف مي‌شود، اين مشكلات در مقاطعي خودش را نشان مي‌دهد، و اين اختلافات معلوم مي‌شود و لطمات شديدي به انجمن مي‌زند و حتي بدبيني نسبت به فلسفه خود انجمن به وجود مي‌آيد.

 

سوالي كه پيش مي‌آيد اين است كه انجمن از چه حقوقي بايد حراست مي‌كرده، چقدر توانسته از حقوق اعضا دفاع كند و چقدر ناموفق بوده. مثلا آيا الان اعضا بيمه هستند؟

 

مظفري: انجمن ما انجمن فرهنگي است و شايد خيلي از آن مسائلي كه انجمن گرافيست‌ها كه صنفي است مي‌تواند انجام دهد را ما نتوانيم. ولي آنچه در اساسنامه درباره اهداف نوشته شده، رشد كيفيت آثار با برگزاري نمايشگاه‌هايي با كيفيت بالا، برگزاري سخنراني‌ها و سمينارها است، در حوزه رفاهي، دنبال بيمه‌هاي مختلف رفتيم ولي يكي از مشكلات در اين حوزه موضوعي است كه از كنترل ما خارج است و آن اين است كه بيمه محدوديت سني دارد، تعدادي از اعضا را بيمه كرديم ولي براي بيمه بعضي از اعضا كه سن بالاتري داشتند با بن‌بست مواجه شديم، اين امكان را بايد بتوانيم از دولت بگيريم، كه يك هنرمند كه الان 60 ساله است و تا الان بيمه نشده، خب حق دارد بيمه شود. يك تعاوني مسكن داشتيم كه دنبال مسكن هم رفت، كميته رفاهي‌مان، تا الان بيشتر مسافرت‌هاي رفاهي گذاشته. منتها هم نمايشگاه‌ها و هم آموزش، حركت‌هاي خيلي خوبي را انجام داده‌اند، سخنراني‌هاي خيلي خوبي را گذاشته‌اند و در واقع خانه هنرمندان را انجمن‌ها درست كردند. الان من با كارهاي جديدشان مشكل دارم چون انجمن‌ها ديده نمي‌شوند. مهم‌تر از همه اينها تعامل و گفت‌وگو بين اعضا بوده كه در چند دوره موفق بوده، ولي در بسياري از دوره‌ها هم ناموفق بوده. ببينيد آقاي فرامرزي درست مي‌گويند، اعضا ريزش دارند، براي اينكه وقتي دوره ما به پايان رسيد و براي انتخابات مجمع برگزار كرديم، به حد نصاب رسيد و خوشحال شديم، يادم است كه آقاي جعفري به من مي‌گفتند كه اگر شما مجمع تشكيل داديد و همسن و سال‌هاي من نيامدند، تمام كارهايي كه در سه سال گذشته انجام داده‌ايد، بي‌فايده بوده، روزي كه مجمع تشكيل شد، از ايشان پرسيدم: «خوب است؟» چون آقاي اسفندياري، آقاي جوادي‌پور، آقاي معتبر و خيلي‌هاي ديگر هم آمده بودند، آقاي جعفري گفتند: «عالي بود.» آقاي فرامرزي درست مي‌گويند، وقتي اعضا حس كنند كه هيات‌مديره كار مي‌كنند، مي‌آيند. در تمام آن دوره ما دو فروش بزرگ براي اعضا گذاشتيم، يكي در سعدآباد و يكي در خانه هنرمندان و كلي كار فروختيم و از پول آن توانستيم، فضايي براي انجمن بخريم. منتها براي آن نمايشگاه‌ها ما به منزل خيلي از اعضا رفتيم، با خيلي‌ها تلفني صحبت كرديم. الان اگر به فهرست اعضاي انجمن نگاه كنيد، هنرمندان خيلي برجسته‌يي در اين فهرست هستند و خيلي از اينها مدت‌ها است كه به انجمن نمي‌آيند. ما مجددا بايد با اينها ارتباط بگيريم، برويم سراغ‌شان، فرقي هم نمي‌كند، چه پيشكسوت‌ها و چه نقاش‌هاي خوب جوان. ولي كاري كه قصد داريم در اين دوره حتما انجام بدهيم، دعوت از اعضا براي گفت‌وگو است، اين يكي از آن كارهايي است كه حتما بايد بكنيم. چيز ديگري كه آقاي فرامرزي اشاره كردند و خيلي درست بود، اين است كه ارتباط‌مان با مطبوعات خيلي كم است، در آن دوره دوسالانه كه همه متوجه شدند، به اين دليل بود كه ما همه حرف‌هايمان را مطبوعاتي مي‌كرديم، الان هم استقبال مي‌كنيم، هر قدمي كه برمي‌داريم حتي اگر ناموفق باشد را هم بگوييم. ببينيد مساله اين نيست كه هيات‌هاي مديره قبلي كار نكرده‌اند، ده تا كار كرده‌اند ولي به بن‌بست رسيده‌اند، ولي همين به بن‌بست رسيدن‌شان را هم نگفته‌اند.

 

فرامرزي: من فكر مي‌كنم همان‌طور كه خانم مظفري هم فرمودند، مهم است كه انجمن‌هاي مردمي بتوانند اعضا را حفظ كنند، نخستين چيزي كه لازم دارند يك كميته اطلاع‌رساني، يك روابط عمومي قوي و يك سخنگو است. امروزه در جهان اگر يك شركت با سه نفر تشكيل مي‌شود، يك نفرشان مي‌شود، سخنگو، يعني سخنگو پيشاني آن مجموعه است، وجود سخنگو هم از جهت وجهه و هم از جهت عملكرد براي يك مجموعه شأني دارد كه در دنياي رسانه‌يي امروز بسيار مهم است. اين يكي از مسائلي است كه به‌نظرم انجمن بايد به آن توجه كند. ديگر اينكه فكر مي‌كنم، دو نوع برنامه‌ريزي بايد انجام شود، يكي كوتاه‌مدت براي اينكه بتواند دوباره خودش را به سرعت معرفي كند و نظر اعضا را جلب كند، و دومي بلندمدت، كه البته بخشي از دلايلي كه مانع برنامه‌ريزي بلندمدت شده، مشكلات بيروني هم هست، ولي داشتن برنامه‌هاي بلندمدت، مثلا برگزاري منظم نمايشگاه‌ها يا برگزاري منظم سخنراني‌ها يا مسافرت‌ها، مي‌تواند اعضا را دوباره دور هم جمع كند. ولي مهم‌ترين كار، همان‌طور كه خانم مظفري هم گفتند، اجراي برنامه‌هاي كوتاه‌مدت است تا وضعيت انجمن را در كوتاه‌مدت بهبود ببخشد. من البته فكري داشتم و آن اين است كه براي انجمن‌ها فرهنگي، اعضاي باسابقه مثل سرمايه ‌هستند، توي اساسنامه پيش‌بيني نشده، ولي من فكر مي‌كنم كه لازم است يك هيات امنا از اعضاي باسابقه و به‌قول امروزي‌ها پيشكسوت انجمن برپا شود. اين هيات امنا كار اجرايي نمي‌كند و وقت زيادي از اعضاي هيات امنا گرفته نمي‌شود و براي خود همان هنرمندان هم اعتباري محسوب مي‌شود، در ضمن بودن هيات امنا به اعضاي جوان‌تر امكان مي‌دهد كه احساس دلگرمي كنند كه اين بزرگان را هم پشت سر خود دارند و هيات‌مديره مي‌تواند از اعتبار و تجربه اين افراد هم استفاده كند، همچنان كه نمي‌شود به اين پيشكسوتان به مانند ديگر اعضا نگاه كرد و به اين شكل مي‌شود براي آنها نقشي تازه را تعريف كرد كه در حد شأن‌شان باشد، هم آنها را دلگرم بكند و هم پشتوانه‌يي براي انجمن باشد. ولي به‌نظرم انجمن حتما بايد برنامه بلندمدت داشته باشد.

 

مظفري: آقاي فرامرزي درست مي‌فرماييد، بايد كارهايي در انجمن سنت بشود، در هيات‌مديره دوره دوم ما از هنرمندان بنام مثل خانم لاشايي، خانم فرنود، آقاي معتبر و... فيلم ساختيم، از كارهايشان نمايشگاه گذاشتيم. در دوره بعد باز براي چند تن از هنرمندان ‌بنام بزرگداشت برگزار شد. اين كارها خيلي خوب است، اگر بتوانيم ادامه دهيم، مثلا اسفندماه سال خانم لاشايي است و فكر كردم چه خوب كه ما فيلمي از ايشان تهيه كرديم. ولي با اينكه اين بزرگداشت‌ها مكتوب هم مي‌شود جزو وظايف هيات‌مديره قرار نمي‌گيرد، براي همين در دوره‌هاي بعدي مورد توجه قرار نمي‌گيرد. بايد بتوانيم همه نقاط قوت را داخل آيين‌نامه كنيم تا هيات‌مديره‌ها موظف شوند اين كارها را انجام دهند.

 

فرامرزي: به نظرم انجمن بايد خود را به عنوان بخشي از فرهنگ جامعه بشناسد، يعني انجمن در برابر اتفاقات فرهنگي بايد موضع‌گيري كند، منظورم اصلا موضع‌گيري سياسي نيست، يعني به عنوان يك انجمن فرهنگي در برابر اتفاقات فرهنگي موضع‌گيري داشته باشد. يا انجمن بايد در مقابل مسائلي مثل حراجي‌ها دخالت داشته باشد، چرا در هنگام چنين مسائلي به انجمن رجوع نمي‌شود؟ چون انجمن حضور نداشته و به همين دليل در اين معادلات لحاظ نمي‌شود.

 

مظفري: ببينيد مساله اين است كه اگر انجمن چيزي گفت، بايد پاي حرفش بايستد، وگرنه در دوره‌هاي مختلف، سر اين مسائل صحبت شده. يك بخش به مطبوعات مربوط مي‌شود كه اگر هيات‌مديره شناخته شده باشد، سراغش مي‌آيند، اگر نباشد، سراغش نمي‌آيند. ما بايد كاري بكنيم كه فراگير باشد و جامعه هنري را در بر بگيرد. خيلي از بچه‌هايي كه خوب كار مي‌كنند، در شهرستان‌ها هستند، ولي شناخته شده نيستند، بعضي‌ها عضو انجمن شده‌اند، ولي ارگاني براي شناسايي اين افراد نيست، ولي اگر الان بخواهند كار بخرند، سراغ اينها مي‌روند؟ جداي از اين، بايد معلوم باشد كه اين آثاري كه خريداري مي‌شوند، در چه شرايطي نگهداري مي‌شوند.

 

فرامرزي: من باز هم تكرار مي‌كنم كه انجمن بايد در مسائل فرهنگي حضور داشته باشد، هر چند كه بسياري از مشكلات فراتر از انجمن است و به حوزه اجتماعي مربوط مي‌شود. ولي در مسائلي مثل اقتصاد هنر، انجمن ناديده گرفته مي‌شود و بايد بيشتر از اين حضور داشته باشد.

 

مظفري: آنچه مي‌خواستم بگويم اين است كه هيات‌مديره اين دوره، بايد براي دوره سه ساله‌مان برنامه‌ريزي كنيم و برنامه‌هايمان را حتما اعلام مي‌كنيم و بعد انتخابات كميته‌ها انجام مي‌شود، ولي اين را در نظر داريم كه هيات‌مديره كمرنگ‌تر شود و بيشتر كارگروه‌ها يا كميته‌ها مطرح شوند و بايد با اعضا ارتباط بهتري داشته باشيم.